یکشنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۹۰

زنان کرد و مشارکت سیاسی



زنان کرد و مشارکت سیاسی

ثریا فلاح

آزمون جمهوری کُردستان وتغییرات سالهای اخیر دوران رژیم سلطنتی پایه های عدم نادیده انگاشتن نسل انقلابی زنان کَرد را پدید آورد. شرکت در میتینگ17 اسفند(8مارس) معروف به روز اعتراض علیه فرمان حجاب اجباری و به وجود آوردن مراکز فعال زنان “بنکه ی ژنان” و راه اندازی راهپیمایی تاریخی مریوان از شهرهای مهم کُردستان به طرف مریوان، گروههای آموزشی زنان برای کمک رسانی و مداوای زخمی ها و در صف اول قرار گرفتن تظاهراتها و اعتراضات سیاسی تآییدی بود بر بیداری نسلی که دیگر حذف آنان ممکن نیست.

ایجاد گروههای کاری برای بالابردن آگاهی جنسیتی زنان در محله ها، شهرها و روستاها تابوی بیرون آمدن و فریاد زدن در هر دو عرصه خانه و اجتماع شکست. دیگر حریم حرکتی مشخص بود و آن فروریختن حصارهای مردانه و همه سالاری بود. حصاری که دو طرف داشت و حقوق را نا عادلانه تنها به خود می داد و زنان را پشت حصارهای سنتی و مذهبی رها کرده بود. در یک بررسی عمیق می توان دریافت که علیرغم زیان و ضررهایی که وسیله ای به نام سلاح در زندگی زنان داشت اما این سنت شکنی چندین پیامد داشت. اولآ مهر تآییدی بر توانایی و برابری زنان بامردان همفکر خود در جنبش ملی بود دومآ حس توانایی و تکیه به خود را ایجاد کرد، پایه های ناقص بودن زنان را زیر سوال بُرد. این سنت شکنی از سازمانهایی با افکار و عقایدی که بیشتر رنگ و بوی طبقاتی و کاملآ سکیولاریستی داشت تا صرف ملی مانند سازمان انقلابی زحمتکشان کُردستان ایران (کومه له). در سال سالهای اخیر و در شهرهای بزرگ مردها به زنان تبریک می گویند بر خلاف سایر مناطق دیگر در ایران که روز فاطمه زهرا را جشن می گیرند روز زن مرسوم است و این به علت نفوذ سیاسی احزاب و سازمانهای سکیولار در کُردستان است. زنان کُرد باوجود اینکه به همراه سایر اعضای جامعه کُردها مورد حذف هویتی قرار گرفته انداما کلیه حرکتهای آزادیخواهانه آنان در تضاد با دیکتاتوری، سانسور و… نادیده انگاشتن بوده است. تآثیر جنبشهای آزادیخواهی کُردستان را روی آگاهی زنان نمی توان انکار کرد. و به همان نسبت تآثیر زنانی که به سختی مبارره کردند ویا جان خود را از دست دادند روی سکیولار ماندن جنبش کُردستان بی تآثیر نمی توان دید.

زنان مناطق کُردنشین در مقایسه با مردان این مناطق به شیوۀ صعبانه تری مورد حمله و خصومت دستگاه های امنیتی قرارنمی گیرند زیرا بیشترین نوک حمله و تلاش مقامات حذف آن جنسی است که او را مورد شلیک مستقیم قرار داده است اما نفس امر مداخلات سیاسی زنان و فعالیتهای آنان که ازمقابله به هنجارهای فرهنگی و مذهبی به پا فراتر گذاشتن از حدود تعیین شده حاکم کشیده شده است و رنگ و بویی ملی نیز به خود می گیرد و هردو سیاست امت واحد و ملت واحد را به خطر می اندازد آنهم وقتی از جانب یک اقلیت که به خودی خود شهروندان درجه دوم هستند زمینه های خصومت شدیدی را ایجاد می کند. اینها جدای از مشکلات مربوط به جنس در زندانها و در خوابگاههای دخترانه است. با این وجود زنان کُرد در صف مقدم مبارزه برای حقوق بشر کُرد بوده اند. و به همین دلیل و کوچک بودن شهرها و مشخص بودن مکانها، امکان پیدا کردن افراد و کنترل نوع فعالییت آنان خطرات زیادی جان آنان را تهدید می کند

علیرغم اینکه انقلاب 1979 و قوانین جدید اسلامی خانواده و قوانین مربوط به زنان به تثبیت شدن و نهادینه شدن درجه دوم بودن زن منجر شد اما یک تحرک تاریخی درمیان زنان ایجاد کرد که جلوگیری از آن برای دولتمردان ایران محال به نظر می رسد. در طی این سالها هیجکدام از تبلیغاتهایی که امکان تحریک روان برتافته از ذهن ناموس پرست پدران، برادران و همسران را پدید می آورد در مورد ایجاد انگیزه جلوگیری کردن و بستن زنان در خانه و عدم شرکت آنان در مبارزات سیاسی برای حل مسئله ای که غرور ملی و هویتی خود آنان-مردان کُرد- در درجه اول راتهدید می کرد را ایجاد نکرده است.

تبلور این امر را در مشارکت زنان در حزب کومه له، حزب حیات کُردستان، واتحادیه زنان دموکرات دموکرات کُردستان می توان مشاهده کرد. اما با وجود تعریفی که از بحرانهای دیگر اجتماعی و به رسمیت شناختن آنان در کنار مسئله ملی دارند وبه تشویق زنان در رفع ستم جنسیتی می کوشند اما هیشه مسئله ملی و حل آن را مطالبه ای درجه اول به حساب آورده اند. در برنامه و اساسنامه اتحادیه زنان دموکرات کردستان اعلام شده است که اهداف ما در جهت مبارزات ملی کُردستان و در چارچوب حزب دموکرات کردستان ایران است. همچنین از بین بردن تمام آن ظلم و زورسنتی که به زنان کُرد رفته است. آنها در یکی از اصول خود بر این مسئله تآکید دارند :رهنمون کردن زنان برای کارهای اقتصادی و پیشرفت در این زمینه و دادن آگاهی به زنان در رابطه با حقوق زنان و تلاش برای از میان بردن تمام سدهای که برابری زن و مرد راخدشه دار می کند.

در اطلاعیه مربوط به زنان کومه له چنین آمده: سازمان زنان کومه‌له‌به منظور: 1- دفاع از حقوق وخواسته های زنان و جنبش آزادیخواهی آنان در جامعه کردستان و نیز پشتیبانی از مبارزاتشان علیه ستم و تبعیض جنسی در حکومت جمهوری اسلامی ایران، 2- متشکل کردن زنان مبارز و مترقی کردستان در صفوف کومه‌له‌ – سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران، 3- شناساندن تاریخ مبارزاتی زنان کومه‌له‌ در طول سه دهه گذشته، 4- آموزش و ارتقاء سطح آگاهی وتسلط سیاسی زنان در صفوف کومه‌له‌ و نیز تلاش به منظور سهیم شدن و مسئو لیت پذیری آنان در کلیه سطوح و جنبه های فعالیت حزبی،

بدین ترتیب زنان کُرد همیشه سهم وسیعی از مشارکت در احزاب سیاسی و حرکتها داشته اند. شرکت زنان با هویت سیاسی و ایده ئولوژیک مانند كميته زنان کومه‌له کردستان ایران و اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران و فعال بودن و عضویت بالای زنان در حزب حیات کُردستان و آمار بالای پیشمرگه های زن در حزب کومه له و حز ب حیات کُردستان واضحآ گرایش زنان را به تاثیرگذاری روی جنبش نشان می دهد. گرایشات ممکن است در جهت نفی باورهای مردسالارانه ویا ایستادن در مقابل هنجارهای اجتماعی باشد و ممکن است اعتقاد به یک ایده ئولوژی مانند زینب جلالیان و شیرین علم هولی، هر چه هست موجب جذب زنان بالاخص زنان جوان شده است.

وجودوسابقه فعالیت های احزاب سیاسی پاپیولار و پر طرفدار با خاستگاههای سکیولاریستی و تبلیغ معیار و الگوی مناسبات اجتماعی و خانوادگی، شرکت زنان در مسائل سیاسی و… را پدیدار کرده است. این سوآل در موارد بسیاری به ذهن فعالان و مردم عادی خطور می کند که چرا زن کُرد و دختر کُرد آزادی روابط آزاد با مردان غیر خانواده را ندارد، چرا به تنهایی مسافرت نمی کند، چرا مسئول خرید خانه نیست، اما در فعالیت های سیاسی آزاد است و چرا مجبور به رعایت پوشش اجباری چادر و لباسهای دست و پا گیر نیست. بار ارزشی ایجاد شده برای شرکت در امورات سیاسی و روابط مشخص و تعیین شده مستحکم اخلاقی – نه الزامآ مورد تآیید نویسنده- امکان شرکت و حتی در مواردی پناه جویی جوانان، دختران به مکان امن تر با جایگاه تآیید شده در میان مردم و توده های عادی مردم که با رفتن دخترانشان به کوه و پیوستن آنان به احزاب و گروههای سیاسی ناموس و شرف خود را در خطر نمی دیدند. تقریبآ در هیچ جایی به موردی از موارد قتلهای ناموسی یا جنایات خانوادگی بر خورد نمی کنیم که یکی از اعضای مذکر خانواده پس از رفتن و پیوستن دخترشان به این احزاب به قصد حذف فیزیکی آنان گامی برداشته باشند. بالعکس همیشه موارد افتخارات خانواده ها دختران پیشمرگه شان بوده اند. و دختران فراری سایر مناطق ایران در کُردستان معنایی ندارد. و غالبآ پیوستن به گروههای سیاسی مآمن امنی برای دخترانی که از وضع اجتماعی و سنتی اجتماع خود ناراضی اند این خلاء را پر کرده است مانند مورد زینب جلالیان.

موج اول تحرکات و جنبش زنان کُرد پس از انقلاب:-13671357

زنان درکُردستان به سرعت بیشتری جذب انقلاب شدند. خیل نیروی جوان در مناطق کُردنشین بالاخص در استان کُردستان به علت خیزشهای همیشگی موجود در منطقه و آموزشهای احزاب سکیولار که از خواستهای زنان و برابری سخن می گفتند و در اساسنامه و بیاننامه خود به تفصیل ازآن سخن گفته بودند به سرعت انقابی شدند، همچنین بخشی داشتند تحت عنوان کمیته زنان که در میان مردم فعال بودند. موج سریع انقلاب و شرکت تمام بخشهای جامعه و همه گیر شدن موج سیاست گرایی منجر به به خیابان ریختن زنان منتهی شد. گرچه دیری نپایید که که به همراه سایر زنان ایران حقوق به دست آورده را از دست دادند. البته با کمی تآمل بیشتر. محیط کُردستان که از آزادی به دست آمده لذت برده بود. فضای سیاسی کُردستان برگرفته از یک انبساط سیاسی بود و تمایل به تجمیع مطالبات وجود داشت، و حاکمیت در کُردستان هنوز دست به سرکوب نزده بود. افکار عمومی خواهان تغییرات برگرفته از مذهب بالاخص مذهب تشیع نبود در نتیجه به مقاومت دست زد. دختر بچه ها و نوجوانان و جوانان به همراه مادران خود به راهپیمایی های بزرگ و تاریخی دست زدند. همه ما و آنهای که در راهپیمایی بزرگ مریوان شرکت داشتند به خاطر دارند که صفهای اولین این راهپیمایی چند روزه و چند هزار نفره زنان بودند. زنان زیادی قربانی شدند، دستگیر و اعدام شدند. این به زعم من موج اول جنبش زنان در کُردستان بود که بیشترین قربانی را از زنان گرفت و زنان بیشترین بها رادادند. بهای معنوی از دست دادن آزادیهای قانون و فرهنگی شان و بهای جانی. زنان و دختران جوانی که به جوخه های اعدام شپرده شدند و بسیاری به تبعید فرستاده شدندو بسیار ی به تبعید خودخواسته دست زدند. برخی به گروههای نظامی احزاب سیاسی پیوستند و از کشور خارج شدند و برخی راهی زندان شدند. میانگین سنی در بیشتر موارد کمتر از 18 سال بود. موج اول خصیصه ملی داشت و با مطالبات ملی در هم تنیده شده بود. آغشتگی این خواستها نوعی سردرگمی برای زنان به وجود آورد میان خواستهای ملی و خواستها و مطالبات فمینیستی کدام را برگزینند.. انها نه به عنوان اعضای یک گروه زنان بلکه در دفتر چه تاریخ احزاب سیاسی ثبت شدند. یک بهای دیگر که درخور توجه است مطالباتشان خُرد شناخته شد و د مطالبات کلان –ملی- منحل شد. اما زمینه های کاشته شده و انباشته شدن مطالبات تخم گیاه نسبتآ به بار آمده و به معنایی پیدایش حرکتهای صرفآ زنانه دردوران بعدی شد.

در بررسی دوران اول ذکر این نکته را ضروری می دانم که مشارکت زنان در فعالییت های سیاسی و جنبشهای مدنی برمی گردد به دوران جمهوری خودمختار کُردستان در سال 1946. زمینه ها، پیدایش و چگونگی آن را به بحث دیگری موکول می کنم. باوجود فاصله زمانی چندی ساله یک خصیصه مشترک خلا را پر می کرد وهنوز وجود داشت. و ان اینکه با وجود حضور زنان در حیات آموزشی و سیاسی کُردستان در دوران جمهوری خودمختار کُردستان و انقلاب (1357)1979اما حرکت آنان دارای خصایص و ویژگی هایی با هژمونی مردانه بود. اما حضور زنان و وادر شدن آنان به صحنه سیاسی و تآثیرآن را گرچه به پاین ساختارهای مردسالارانه نیانجامید اما نمی توان انکار کرد. مردان هنوزتصمیم داشتند زنان را در صفوف مسائل و مطالبات ملی نگه دارند و زنان در یک سردرگمی تاریخی به این روند تن دادند. دولت به یک سرکوب همگانی دست زد و پس از فروپاشی احزاب سیاسی، اعدامها و دستگیری های 62-67 در دوران نخست وزیری آقای موسوی فروکش کرد.

زنان اعدامی:

زنان کُرد هزینه زیادی در جریان انقلاب و جنبش آزادیخواهی کُردستان دادند. به علت بحرانی بودن وضعیت هرگز فرصت کافی برای مطالعه کافی در رابطه با آنان وجود نداشته است. سال گذشته مهر ماه‌ 1389 برابر با 9 اکتبر 2010 درشهر استکهلم پایتخت سوئد برگزار می گردد. این کار برای نخستین بار به همت تنی چند از زنان تحت عنوان لاله ها برگزار شد. اعدام دختران و زنان افشا نگردیده و جنبش کردستان و احزاب سیاسی آن در این باره وظایف خود را انجام نداده اند(13)

تنها در فاصله سالهای 1358-1367 چهل و سه زن به دست جمهوری اسلامی تیرباران شدند. اینها از کشته شدگان که در جریان فعالیتها و کارهای سیاسی یا نظامی جان خود را از دست داده اند جدا است.

نیره اعظمی 1358فریده گل نسب 1359لیلا دارابی 1362مستوره شهسواری 1359آمنه شعبانی 1359 شهین باوفا 1359زریفه باجلانی 1359خانم خرمالی 1359 زبیده خالندی 1360خوشنام قاضی زاده1362آمنه خیاط 1359شهلا کعبی 1359نسرین کعبی 1359 جمیله فتحی 1361سفیه محمدی 1362 شب بو سید زاهدی1362 آمنه حسنی 1362نرمین کریمی 1362معصومه سرهنگی 1362 نسرین پاک نیا 1361مهین عبدالله زاده 1362 وحیده وحیدی 1362

شعله ابراهیمی 1362سفیه محمدی 1362مهری زمانی1362لطیفه عباسی 1363اشرف ویسی 1364 زمانه قادری /ژاله 1367عطیه شریفی 1367آمنه پرستار 1367شهلاکلاه قوچی 1367 شهربانو مدرسی1362فضیلت دارایی 1360شهلا چمن آرا 1360فاطمه جمشیدی فاطمه محمدی سعدیه کریمیان 1361 فریبا فرشچی 1362مریم فاروقی 1361ليلا دارابی 1362 فرشته فایقی 1361 منیره احمدی 1364 صاحبه ناصری (14)

از آرشیو حزب دموکرات تنها توانستم این لیست را که در فاصله سالهای 1359 تا 1378 اعدام شده اند دریافت کنم. به این ترتیب سیر اعدام هرگز پایان نیافته اما کم تر شده بود. کاله کلهری 1369 صبری حسنی 1362 خدیجه ابراهیم پور 1363 فاطمه جمشیدی 1362 کلثوم حسینی 1362 حیات لک 1366 بهجت نوروزی 1378 امینه احمدی 1373 شاه زنان باجلانی 1359 اعدام شیرین علم هولی در سال 2010:

اعدام شیرین و یارانش نه تنها فضای کردستان بلکه بسیاری از مردم غیر کرد را هم منقلب کرد. بسیاری از قلم زنان سیاسی نوشتند که پس از سال 67 این نخستین زن بود که اعدام شد اما آمار ناقصی که در این بررسی آمده است و گزارشهای دیگری که به علت عدم ثبوت آن از آوردن آن خودداری کرده ام نشانگر نادرست بودن این مدعا است.

موج دوم تحرکات و جنبش زنان کُرد پس از انقلاب:

موج دوم جنبش زنان در کُردستان در دوره آقای خاتمی شروع شد ۱۳۷۶۱۳۸۴. این موج خصیصه فمینیستی داشت و با پیدایش جنبش های زنان پیدایش زمینه های کمپین هایی مانند کمپین یک میلیون امضا در دوران انقباض سیاسی و شروع دوران ریاست آقای احمدی نژاد به اوج خود رسید. فعالان سازمان حقوق بشر کُردستان مانند زینب بایزیدی (15) وسازمان آذرمهرمانند روناک صفارزاده(16) محصولات این دوران هستند.

در دوره اول سالهای ریاست آقای خاتمی موجی از مراسمها و سخنرانی هاو فستیوالها از جانب زنان آزاد شد و مطالبات خردتر هم با حفظ استقلال نسبی در لابلای مطالبات کلان معنی یافت. در این دوره شعارها، عکسها و برنامه هایی مطرح شد که توجه مردان را به خودجلب کرد. این روند به مرور بالاخص در پایان دوران اصلاحات تغییر پیدا کرد

فضای سیاسی کُردستان به جز در سال اول انقلاب و قبل از سرکوب های نظامی توسط دولت هرگز از یک انبساط سیاسی برخوردار نبوده است اما این دوران برای زنان در مقایسه با دوران قبل و بعدش برگرفته از یک انبساط سیاسی بود و تمایل به تجمیع مطالبات زنان فراهم شد. تآثیر پذیری و تآثیرگذاری روی زنان کُرد سایر کشورها آغاز شد. مثلا در سال 2005 آقای جلال طالبانی رییس جمهور شد مردم و خاصه زنان جشن گرفتند.

انجمن هایی نیز برای زنان و حقوق بشر زنان کُرد شروع به کار کردند که همگی مطالباتی در زمینه مسائل زنان و با هدف آشنایی زنان کُرد به حقوق خود. مانندانجمن زنان آذرمهر کردستان که فعالیت خود را در سال 77 در سنندج آغاز کرد. انجمن بر اساس مطالبات بخشی از زنان روشنفکر کرد در زمینه های ارتقا و تلاش برای ارتقای فرهنگی و اجتماعی زنان کورد ,تامین بهداشت زنان کورد ,آشنایی و آموزش زنان کورد با تاریخ کوردستان و زبان مادری,آموزش کتاب خوانی و تاسیس کتاب خانه در روستاها و شهراها برای زنان کورد به ویژه کتاب ها و فیلم های فمنیستی که مربوط به مسایل زنان است. و کار روی مسائلی که کمپین یک میلیون امضا در جهت تغییر قوانین ضدزن آغاز کرده بود مانند قتل های ناموسی چند همسری حضانت اولاد و غیره…

انجمن تا سال 1387 به صورت رسمی با تمامی فشارها و تدابیر امنیتی از سوی جمهوری اسلامی، فعالیت می کرد، پس از دستگیری افراد انجمن، کار انجمن برای مدتی معلق شذ، امروز انجمن به صورت پنهانی کار می کند و اعضای انجمن تحت فشار اقتصادی شدیدی است و هم چنین تحت تدابیر امنیتی هم چنان به کارهایشان ادامه دادند. (17)

همچنین انجمن زنان مریوان کارهای زیادی در رابطه با اطلاع رسانی کرده است. مسائلی چون خشونت شديد عليه زنان. تبعيض شديد جنسی. خود کشی زنان. قتل زنان. تجاوز به حقوقی انسانی زنان. ازدواجهای اجباری. فرزندان اجباری و ناخواسته و تعدد زوجات. تفکر غلط حاکم بر جامعه در خصوص زنان و…و… از اهم مواردی است که هر روزه بيشتر از ديروز بر زخمهايمان نمک می پاشد. انجمن زنان مريوان در اين راستا تا حدودی در قالب سمينار. کارگاه ها و ميز گردهای آموزشی. تاسيس کتابخانه ی تخصصی. تشويق زنان به حضور فعال در جامعه. اجرای مراسم های مختلف و… توانسته که راه را برای حرکت زنان هموار سازد. انجمن فرهنگی زنان مریوان حرکتی است مستقل، بدون هیچ نوع وابستگی سیاسی وحزبی فقط در راستای خدمت به زنان وآگاه سازی زنان در شهرستان مریوان تشکیل شده است(18)

موج سوم تحرکات و جنبش زنان کُرد پس از انقلاب:-present 1384

دوره سوم از دوران قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم و کودتای انتخاباتی آغاز و هنوز هم ادامه دارد.. مشارکت زنان و سهم عظیم و پویای آن با شرکت در جنبش مردمی 2009 به اوج خود رسید. این مشارکت خود را در تمایل زنان به تجمعات، کمپین ها و اعتراضات خیابانی، بلاگنویسی و روزنامه نگاری، خبر رسانی و حضور گسترده در فیس بوک و تویترنشان می دهد. این دوره یک خصلت سیاسی دارد، زنان بیش از پیش تمایل به قدرت و رهبری دارند. و با وجود پدید آمدن مکانهای مجازی حقوق بشری که بایستی غالبآ آنان را از حوزه سیاسی به حوزه حقوق بشری متمایل کند اما زنان گرایش به قدرت و مشارکت سیاسی دارند.

در رابطه با مشارکت سیاسی زنان بر حسب قانون به لنز قانونی و زن کُرد مراجعه کنید.

این موج به شدت تحت تآثیر فضای منطقه، حکومت خود مختار اقلیم کُردستان در عراق، و تکنولوژی نوین و ارتباط با زنان کُرد تبعیدی و زنان سایر بخشهای ایران است. دیگر به سختی می توان نقش زنان کُرد ایران را جدای از سایر بخشهای کُردستان بررسی کرد. خواننده های جوان دست به کارهای هنری زدند و بعضآ هم دستگیر وزندانی شدند. کنفرانسهایی در سطح منطقه برگزار شد که زنان کُرد هم در آن شرکت کردند. مانند کنفرانس بین المللی زنان برای صلح و عدالت در سال 2007 برای نخستین بار زنان چهار منطقه کُردستان دور هم جمع شدند و در شهرهای اربیل و سلیمانیه دیدار کردند. این کنفرانس که به خرج وزارت حقوق زنان اقلیم کُردستان و به ابتکار کنگره ملی کُردها در آمریکا به مناسبت روز جهانی زن برگزار شد نه تنها از توانایی زنان کُرد و کُردشناس برای بحثها و پانلهای پر بار استفاده کرد بلکه اعضای کمیته اجرایی از هر چهار منطقه کُردستان برگزیده شدند و در کنار هم به سختی برای موفقیت این کنفرانس تلاش کردند. (19) برای مطالعه بیشتر به سایت ها و گزارشات زیر مراجعه کنید. ( در این کنفرانس زنان فعال کُرد از کُردستان ایران ازشهرهای سنندج و مریوان شرکت کردند. آنان می دانستند که امکان دارد به هنگام بازگشت خطرات و مشکلاتی دامنگیرشان شود اما در کنفرانس شرکت کردند. زنان کُرد که از کُردستان ایرا ن بودند به علت آشنایی با جنبش نوپای کمپین یک ملیون امضا پامفلیت ها و فرمهای امضا را با شرکت کنندگان به اشتراک گذاشتند. شرکت کنند. این موج هنوز ادامه دارد. شرکت زنان در مسائل منطقه با هویت مستقل غیرحزبی و مدنی و حقوق بشری و به صورت فردی یا گروهی (انجمن زنان مریوان، انجمن زنان آذرمهر و مادران صلح و… ). مانند مادران آشتی که برای اعدام شیرین مراسم تر تیب می دهند. یا فراخوان اعتراضی می نویسند.

در این مقطع اتفاقی که سالها بود کابوس جمهوری اسلامی بود و خواب را از چشمان سیاست نویسان و تحلیلگرانشان ربوده بود افتاده بود. برگزاری مراسمهای آزادانه عید نوروز، شیوه لباس پوشیدن، مشارکت زنان در امور سیاسی و اجتماعی و به نمایش گذاشتن آن در تلویزیون و کانالهایی که به اسانی در دسترس مردم است،. وجود یک حکومت کَردی فرصت بیشتری به زنان کُرد داد تا به بازبینی وضع خود بپردازند.. آزادی حجاب و وجود ان جی او های مختلف که برای مسائل زنان کار می کنند. و سهمیه اختصاصی 30/ پارلمان برای زنان و رفت و آمد به کُردستان آزاد در شمال عراق، زنان و بالاخص دختران در حال تحصیل به کنفرانسهای زنان که در خاورمیانه برگزار می شودمی رفتندد و در حرکتهای زنان در سطح کشور سهیم هستند.

منبع : روز انلاین

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2012/march/10/article/-26b1694f65.html

یکشنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۹۰

این مصاحبه از طرف رادیو صدای زن ونکهور و توسط خانم نرگس کرمانشاهی با
پژوهشگر وفعال حقوق بشر و حقوق اقلیتها خانم ثریا فلاح صور ت گرفته است.در رابطه با مسئله زبان مادری و حقوق بشر در ایران
سه شنبه فوریه21
http://youtu.be/YEPJefiouyU

جمعه، بهمن ۲۸، ۱۳۹۰

از گورستان غریبان تا سلیمان بگ بانه - در سوگ دکتر ابراهیم یونسی


ثریا فلاح

چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۰

هوا سرد است و قطرات آب در نیمه شب یخ بسته اند. حدود ساعتهایی که درجه حرارت تنها سه درجه بالا می رود بادی می وزد. -تقریبا مثل همیشه دید افقی بیش از ده کیلومتر است وبارانی سرد برروی برفها شروع به بارش می کند.شهر هنوز در سکوت است. از شلوغی همیشگی شهر خبری نیست. انگار همه منتظر خبری هستند تا جنب و جوشی و هیجانی در شهر ایجاد شود. ‌‌‌‌‌پيكى به سرعت می آید و خبری به شهر می دهد.

شهر کهنه بانه ( محله ى قديمى بانه) به صدا در می‌آید: عزیزی به شهر باز می گردد. نویسنده "گورستان غریبان " مرد آشنای خوش سخنی که ابهتی همچون آربابا و دوزین دارد به شهر باز می گردد. مردم به استقبالش می روند؛ هوا نمناک و سرد است بازگشتش با خود حرارتی به شهر می آورد اما حرارتی متفاوت. چیزی شبیه سوزش. سوزش از دست دادن یک عزیز.


younesi.jpg

به سرعت بر شمار همراهان افزوده می شود. مردم به هم می گویند که دکتر ابراهیم یونسی به شهر باز گشته است. فصل ریزش برگ نیست، اما فصل ریزش سنگهای تیره و تخت و ورقه ورقه و دانه های سفید برف وقطرات سرد باران است. مردم او را به سوی مزار زیبا و طبیعی سلیمان بگ راهنمایی می کنند جایی که برای ساکنان آنجا و توریست ها آشنا ست ، جائى كه براى گلهایش آوازها سروده اند. جمعیت بر خود می بالد که اکنون گورستان سلیمان بگ و طبیعتش آراسته به وجود عزیزی است که روز وداعش راروز تولد خالق "آرزوهای بزرگ"، که خود نیز خالق آن از زبانی به زبانى ديگر بود انتخاب نموده است. یاد امیدهایی افتادم که ۳۳ سال پیش وقتی استاندار کردستان شد در قلبمان ایجاد شده بود و موقعی که در جمع هم شاگردیهای دانشگاه از شمار غیر قابل باور نوشته ها و ترجمه هایش سخن می گفتیم و" تاریخ و روابط کُردها" را در لابلای ترجمه هایش یاد می گرفتیم.

راستی وقتی از "کج کلاه و کولی" سخن می گفت و "زمستان بی بهار" را می نوشت وقتی "گورستان غریبان" را باقلم توانایش به تصویر کشید می دانست از سلیمان بگ مزاری آشنا می سازد ؟ یک مزار فراموش نشدنی برای همه عاشقانش!" خوش آمدی" ميرزا ابراهیم . به "شکفتن باغ" سلیمان بگ یاری دادی آنهم با اشکهای جاری بر مزار آشنایت.

یادت همچون قدمهایت و سخنان طنز گونه و شیرینت همچون گلهای سلیمان بگ سرخ و زرد است. برای همه گفتی و نوشتی اکنون همه برای تو می سراییم. افسوس بر ما که بر"اندوه شب بی پایان" خود نشسته ایم و از هزاران مايل نمی توانیم به دیدارت بشتابیم و بر آن مزار آشنا بنشینیم. ‌‌‌‌

يادت گرامی باد

۱ ـ گورستانی در بانه

۲ ـ تمامی گیومه ها اسامی کتابهای ایشان است

Source: http://www.roozonline.com/persian/honarerooz/honare-rooz-2-item/archive/2012/february/15/article/-b610d3a5f1.htm

دوشنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۹۰

مادران پارک لاله و حامیان آنان



http://youtu.be/H9tfgjw3CUA

شرکت جمعیت کردهای مقیم کالیفرنیا در مراسم سال نو چینی-ویتنامی

Kurdish Community of Southern California participated in Chinese Vietnamese's festival

On Feb 5th 2012 Kurdish community of Southern California participated in Chinese-Vietnamese's new year festival.the program held at Whittier Narrows Park in Los Angeles.
Delegation was included of women and men who are acitive in the community to introduce culture, cloth, dance,and food. The group's name is :Kurdistan's Dance group and during year participates in many festivals such as:Mehregan Festival,Global village, and many more.the following are members of the group.

http://www.latetfest.net/







Program LA Tet Festival 2012

LA Tet Festival
February 04 & 05, 2012
at Whittier Narrows Park
(Rosemead Blvd. & Freeway 60, South El Monte)
(714) 270-4515
Fax: (714) 539-1267

یکشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۹۰

جامعه کردهای مقیم کالیفرنیا در فستیوال بزرگ سالیانه جشن سال نو چینی-ویتنامی
















امروزاعضای فعال جامعه کردهای مقیم کالیفرنیا برای شرکت در فستیوال بزرگ سالیانه جشن سال نو چینی-ویتنامی به صورت گروهی به ال مونته می روند. گروه " هه لپه رکی کوردستان" از زنان و مردانی تشکیل شده که در فستیوالها و برنامه ملل مختلف شرکت می کنند تا فرهنگ زیبا و زنده کردستان را نشان دهند و دست دوستی ملتهای دیگر را بفشارند. اگر مایلید با ما همراه باشید برنامه ما ساعت 2 بعد ازظهر به وقت لوس آنجلس است.

Program of LA Tet Festival 2012


LA Tet Festival 2012
February 04th & 05th, 2012
at Whittier Narrows Park
(Rosemead Blvd. & Freeway 60, South El Monte)
(714) 270-4515
Fax: (714) 539-1267



شنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۹۰

دوشنبه، دی ۰۵، ۱۳۹۰

سال نو میلادی 2012 بر شما مبارک باد


stand for Human rights
Wishing you a Happy Holiday, New Year,Christmas, Hanuka ...
پیشاپیش سال نو میلادی 2012 بر شما مبارک باد
سه ر سالی تازه ی زایینی پیروز بیت
هه مو کاتیکتان شاد
به هیوای ئه وین و یه کسانی و عه دل و مروفایه تی
برایتان عشق و عدالت و برابری آرزو می کنیم
Wishing peace,Love,Justice, and Equality for all of Humanity

پنجشنبه، دی ۰۱، ۱۳۹۰

سخنرانی و پرسش وپاسخ خانم رویا حکاکیان در برنامه جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران به روایت تصویر

نویسنده قاتلان قصر فیروزه
رویا حکاکیان




























به مناسبت روزجهانی حقوق بشر: یرنامه جامعه دفاع از حقوق بشر در
ايران- جنوب كاليفرنيا-

ویدیوی شماره یک



ویدیوی شماره دوم

ویدیوی شماره سوم


ویدیوی شماره چهارم

برای اطلاعات بیشتر لینک زیر را کلیک کنید
http://www.vokradio.com/content/view/1488/25/

یکشنبه، آذر ۲۷، ۱۳۹۰

مطالبات زنان کرد و گزارش احمد شهید


جمعه, 09/25/1390 - 18:01
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ

محسن کاکارش-پس از انتشار گزارش احمد شهید، گزاشگر ویژه سازمان ملل برخی از گروه‌ها و شخصیت‌های ایرانی نامه‌هایی به او ارسال کردند.

بیشتر این نامه‌ها حاکی از این هستند که نقض حقوق بشر در ایران در سطح گسترده‌تری صورت گرفته است. برخی هم از دیگر موارد نقض حقوق بشر در ایران خبر داده‌اند که در گزارش احمد شهید اشاره‌ای به آن نشده است.

یکی از این گروه‌ها، جمعی از مدافعان حقوق زنان و فعالان مدنی هستند که خواستار انعکاس وضعیت زنان کرد در گزارش‌های آینده گزارشگر ویژه سازمان ملل شده‌اند.
این فعالان مدافع حقوق زنان در قسمتی از نامه خود به احمد شهید نوشته‌اند: "ما بر این باوریم که از آنجایی که این گزارش مطمئنا بعنوان سند پایه‌ای، محور بحث و گفت‌وگو برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران قرار خواهد گرفت بایست در حد امکان به نقض گسترده و نظام‌مند حقوق تمامی اقشار جامعه در ایران بپردازد. ما به نوبه خود به طور روشن خواستار انعکاس وضعیت زنان کرد که به دلیل ستم‌های چند جانبه از حقوق انسانی خود محروم هستند می‌باشیم. عدم وجود اطلاعات کافی در رابطه با نقض حقوق زنان کرد در گزارش شما را در ارتباط با روش‌های پیشنهادی کار می‌بینیم."
در پیوند با مطالبات زنان کرد و نامه این دسته از فعالان مدنی به احمد شهید، با ثریا فلاح مدافع حقوق زنان گفت‌وگویی کرده‌ایم.
چه عواملی باعث عدم اشاره احمد شهید به مسئله زنان کرد در گزارش خود به سازمان مللشده است؟

ثریا فلاح: دلایل زیادی برای عدم اشاره به مسائل زنان کرد در گزارش مقطعی آقای احمد شهید وجود دارد. به طور مختصر به هر مورد اشاره می‌کنم: تمرکز آقای احمد شهید بر آن پرونده‌هایی بوده است که به طور مستقیم از سوی برخی از فعالان حقوق بشری با ایشان مطرح شده است. بدین معنا که اگر موارد حاد‌تر و وخیم‌تریمانند مسائل جانی هم مطرح باشند به دلیل عدم طرح آنان با وی در گزارش نیامده است. ما زنان کرد و گروه‌هایی را به اندازه کافی نداشتیم تاپرونده‌هایی را به وی ارائه دهند.بر این باور بودیم که تیم همکار ایشان از گزارش‌های محرز موجود که به طور دوره‌ای در سازمان‌های مختلف حقوق بشری چاپ و درج می‌شود کمک می‌گیرند.

- این گزارش که در ماه اکتبر تحت عنوان "وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران" در دسترس عموم قرار گرفته، چنان‌که از اسمش پیداست گزارشی جامع نیست. این گزارش در واقع کارنامه جمهوری اسلامی ایران طی شش ماه از مارستا سپتامبر ۲۰۱۱است. پس نمی‌توانسته استبه نکات درخواستی ما پاسخ دهد ولی امکان طرح مسائل زنان کرد وجود داشت.
- فرصت کمی از زمان انتخاب ایشان به‌طور رسمی (از آگوست ۲۰۱۱) تا ارائه گزارش اوبه سازمان ملل در ماه اکتبر وجود داشت. یعنی او زمان زیادی نداشت. در این زمان امکان دسترسی به منابع قابل اعتماد نبود که به‌طور دقیق به ارائه گزارش بپردازند. به نظر عملی نمی‌رسید که با وجود زمان محدود و عدم دسترس بهشاهدان عینی گزارشیمفصل تهیه شود،اما هنوز احمد شهید می‌تواند از گزارش‌های ماهانه و سالانه سازمان عفو بین‌الملل استفاده کند که به تفصیل به وضع زنان کرد پرداخته است.
- عدم دسترسی بهمستندات کافی و نبودامکانی برایآوردن خانواده‌های آسیب‌دیدهاز ایران و نگرانی از ایجاد مشکلاتی برای خانواده‌هایقربانیان و کشته‌شدگاناز سوی حکومت ایران از دیگر مسائل و مشکلات موجودبود.
- من فکر می‌کنم یک‌سری ارجحیت‌های سازمانی و فکری از جانب افراد و گروه‌هایی وجود داشت که توانستند درآن مدت با احمد شهیدتماس حاصل کنند. چنانچه در بخش مقدماتی گزارش نیز اشاره شده است که گزارش‌ها از طریق شماری از کنشگران حقوق بشر و جامعه مدنی ایران و هم‌چنین سازمان‌های بین‌المللی تهیه شده است. آنقدر موارد نقض حقوق بشر در ایران فراوان است که از نظر کسانی که با ایشان همکاری کرده‌اند شاید مسائل ما جزئی است.
در این گزارش که به شش فصل تقسیم‌بندی شده است، امکان طرح یا بردن نام زنان زندانی کرد که یا حکم اعدام دارند یا احکام طولانی مدت گرفته‌اند در چندجا ازجمله در فصول "وضعیت فعالان سیاسی، بخش حقوق زنان، اقلیت‌های قومی و مجازات اعدام و حبس" وجود داشت
البته باید بگویم هدفما این نیست که بگوییم تنها نقض گزارش ایشان مورد مسائل زنان کرد است. این مشکل در مورد مسائل اقلیت‌های اتنیکی و دگرباشان جنسی و مادران عزادار و... هم وجود دارد،اما این مسائل به این معنا نیست که مسائل و مشکلات بسیار پیچیده زنان کرد به حاشیه رانده شود. هم‌چنین من معتقدم بایدنامه‌ها و مستندات موضوعی بهدفتر آقای شهید ارسال شودو هر گروه و قربانیان نقض حقوق بشر و سازمان‌های حقوق بشری شکایت‌های‌شان را به دفتر گزارشگر ویژه ارسال کنند. افراد می‌توانند با گروه‌ها و کمپین‌های مختلف همکاری و یا نامه آنان را امضا کنند.
مطالبات زنان کرد به طورمشخص در کردستان ایران چیست؟


مطالبات زنان کرد به دلیل وضعیت حاکم در کردستان برای سال‌های متمادی و در طی لااقل سه نسل بهنسبتمشخص و متعارف،اما بر اساسموقعیت اجتماعی، جغرافیایی، پایگاه و خاستگاه آنان تا حدی متفاوت است. به دلیل اهمیت مسائل ملی در میان کرد‌ها با وجود فقر حاکم نمی‌توان گفت خواست‌های اقتصادی آنان بیشتر برای‌شان مهم است یا مطالباتی در حیطه مسائل اجتماعی. اما آنچه مشخص است زنان از لحاظ اقتصادی تحت فشار شدید هستند. نان و کار می‌خواهند.آب سالم و طبیعی و مسکن می‌خواهند. زنان روستایی درگیر مشکلات وابسته به اقتصاد به شدت ضعیف و بیمار نگهداشته شده مناطق کردنشین هستند و مجبور به امرار معاش هستند.آنها برای این کار خود خواهان حمایت و امنیت هستند. زنان عادی کرد خواهان بهتر شدن وضعیت اقتصادی خود هستند.
ایجاد امکانات تولید کار، ایجاد بازار کار برای صنایع دستی زنان، تولیدات خانگی و در کل فراهم کردن امکانات جذب نیروی زنان هستند. آن‌ها به حق آزادی آموزش و تعلیم زبان مادری در کنار سایر زبان‌ها در ایران و خواهان آزادی انتخاب نام فرزند واسامی کردی و به شدت مخالف پیشبرد سیاست‌های ضد زبان مادری هستند. خواهان سیاست‌های درست در قبال تحصیلات دختران و ترک تحصیل آنان هستند. زنان کرد از بهداشت کافی برخوردار نیستند. دولت امکانات و بودجه کافی در اختیار این مناطق نمی‌گذارد. زنان خواهان تامین بهداشت کافی برای خود و دخترهای‌شان هستند که مادران آینده‌اند.

زنان کرد خواهان سیستمی هستند که پاسخگوی نیازهای ملی-مذهبی، مشکلات و چالش‌های قومی، و رعایت موازین و حقوق برابری شهروندی-نه از نوع شهروند درجه دو- هستند. زنان کرد خواهان از بین رفتن فشارهای سیاسی از جانب دستگاه‌های امنیتی بر خانواده‌هایی هستند که مرد یا پسر خانواده کشته یا اعدام شده و یا به یکی از احزاب پیوسته‌اند

زنان کرد خواهان سیستمی هستند که پاسخگوی نیازهای ملی-مذهبی، مشکلات و چالش‌های قومی، و رعایت موازین و حقوق برابری شهروندی-نه از نوع شهروند درجه دو- هستند. خواهان امنیت شهروندان در منطقه میلیتاریزه کردستان هستند. زنان کرد خواهان از بین رفتن فشارهای سیاسی از جانب دستگاه‌های امنیتی بر خانواده‌هایی هستند که مرد یا پسر خانواده کشته یا اعدام شده و یا به یکی از احزاب پیوسته‌اند. زنان مناطق مرزنشین که هیچ‌گونه امکان دسترسی به کار و اشتغال را ندارند و به همراه مرد خانواده کولبری می‌کنند، نیاید سر مرز‌ها اعدام شوند بلکه بایست امکانات کاربرایشان فراهم شود. مادران خواهان آزادی فرزندان در بندشان هستند.

مردم از تدوام فضای امنیتی در کردستان و تشدید برخوردهای سلیقه‌ای و غیر قانونی عوامل امنیتی و انتظامی با مردم کرد خسته شده‌اند. زنان کرد سال‌هاست که قربانیان مناطق پر کشمکش و نظامی هستند. حتی آنان که سواد ندارند بهنگاهی اعتراض دارند کهآنها را به عنوان کرد و قوم به حاشیه رانده شده شهروند درجه دوم می‌دانند. تفاوت‌های، نژادی، دینی، قومی و عقیدتی را به خوبی درک می‌کنند و خواهان رفع این تبعیض‌ها هستند. زنان متشکل‌تر و کسانی که از قوانین ضد زن اطلاع دارند خواهان عدم حمایت‌های قانونی از مسببین قتل‌های ناموسی، کمک به جلوگیری از خودسوزی و سایر نابهنجاری‌های اجتماعی هستند.

مادرانی که فرزند در حبس دارند،خواهان بازدید مقامات بین‌المللی از زندان‌های مخوف کردستان و مناطق کردنشین هستند. زنان نسل انقلاب خواهان آنند که کمی از بودجه سالیانه کشور به کردستان تعلق گیرد. خواهان جلوگیری از واردات تعمدی مواد مخدر توسط سپاه پاسداران به مناطق کردنشین هستند. زنان در بند خواهان حق رسیدگی علنی و منصفانه در دادگاه هستند. زنان تحصیل‌کرده خواهان سیستم سکولار هستند. من معتقدم مطالبات زنان کرد در سطح گذران زندگی و آزادی خود و فرزندانشان و بهداشت و امنیت تنزل کرده است. آنان از حق مذهب، حق تابعیت، حق پناهندگی، حق ملیت، تغییر مذهب، حق استفاده از فناوری علمی و هنری، حق مشارکت سیاسی در امور کشوری و تغییر ساختاری سخن نمی‌گویند. بلکه سیاست‌های اتوریته در ایران این در خواست‌ها را در ته صندوقچه تاریخ ریخته است.

نوشتن این نامه تا چه اندازه‌ای در گزارش‌هایبعدی احمد شهید تاثیر خواهد گذاشت؟ آیا شما مستنداتی ارائه داده‌اید؟

نوشتن نامه در رابطه با و ضعیت زنان کرد در ایران و نامه‌های دیگر از جانب گروه‌ها کمپین‌ها و شخصیت‌های مستقل به تنهایی نمی‌تواند تاثیر شایانی در گزارش نهایی ایشان در ماه مارسداشته باشد. آنچه در کارهای سازمان ملل و ارگان‌های وابسته بالاخص در رابطه با حقوق بشر مهم است شهادت افراد شکنجه دیده، زندانی، خانواده آنان و نیز این هست که چه بر سر آنان آمده. بخصوص در رابطه با افرادی که حقوق اولیه آنان،همانا حق آزادی از آنان سلب شده است.
افراد می‌توانند با تاکید بر اعلامیه حقوق بشر و بندهای آن شکایت‌هایخود را بیان کنند. چنانچه در این بیانیه آمده است هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است (ماده ۳اعلامیه) و هم‌چنین تاکید شده که تمام انسان‌ها آزاد‌ زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند.(ماده اول) به همین دلیل تاکید بیشتر ما علاوه بر اشاره به ساختارهای اقتصادی – اجتماعی و مسائل فرهنگی که زاییده نظام موجود است،خشونت‌هایی را در بر می‌گیرد که زاییده قوانین جزایی و مدنی است وزنان را با چالش‌های فراوانی روبه‌رو کرد ه است. نوشتن نامه همراه با مستندات مؤثر است. البته گزارش‌هانمی‌تواند مقاله گونه باشد. درست مانند کار یک وکیل بایست جزء به جزء و دقیق باشد. زبان گزارش هم مهم است. چون دستیار ایشان به زبان فارسی تسلط دارند نامه یا اسناد نوشته شده نمی‌تواند به زبان کردی وآذری و.. باشد. قطعاًگزارش‌هاو مستندات موثرند به همین دلیل است که ایشان در روش کاری‌شان از دیدن افراد و گروه‌ها و سازمان‌ها کمک می‌گیرند.

اینکه آیا ما مستنداتی آماده کرده‌ایم؟ما به همراهی سایر کنشگران و فعالان حقوق بشر که دل‌شان برای کرد‌ها و زخم‌های تاریخی آنان می‌تپد گروه‌های کاری درست کردیم. در گروه زنان ۱۲نفر بودیم و هستیم که شروع به تهیه و تدارک مطالب و موضوعات و عکس و لینک و نامه و... کرده‌ایم. در جریان کار متوجه شدیم که برای موارد فرهنگی که متاسفانه فشار بسیار زیادی روی زنان کرد هست، حتی آقای احمد شهید به فرض بتواند با مقامات ایرانی به گفت‌وگو بنشیند،چه کمک اساسی برای اثبات تضییع حقوق آنان می‌کند؟همچنینمتوجه شدیم در مواردی مدرک کافی نداریم،ولی مسائل ما آنقدر زیاد است که به صورت یک کتابچه در آمده است. اگر وقت بیشتری داشتیم و اگر نیروی کافی در ایران داشتیم کار بهتری ارائه می‌شد.
نیرو‌های‌مان که همگی در عرض این یکی،دوسال یا از ایران بیرون آمده یا دستگیر و زندانی شده‌اند و خلاء وجود سازمان‌های مربوط به زنان هم که بر این مشکل می‌افراید. عجالتاًنامه‌ای نوشتیم با مقدمه‌ای که چرا زنان کرد معترضند و دوستان آن را امضا کردند. مهم این است که ما بتوانیم نامه‌ها را به جاهای مختلف بفرستیم و آنان را در جریان قرار دهیم. افراد به انجام کار در زمینه ارائه مستندات، آماده کردن افراد خانواده زندانیان سیاسی، ارائه عکس‌های واقعی از زنان منطقه، گزارش‌هاو اسناد به دست آمده توسط سازمان‌های معتبر وکمک گرفتن از پژوهشگرانی پرداختند که ساکت ننشسته‌اند.
گزارش بعدی احمد شهید از وضعیت حقوق بشر ایران در ماه مارس (اسفند ۱۳۹۰) به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارایه خواهد شد.فعالان مدنی و سیاسی باید در زمینه‌های فعالیت‌شان گزارش بدهند. هرچند دولت ایران و آیت‌الله صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران گزارش احمد شهید را "سخیف، ناصحیح و غیرمستند" توصیف کرد و مطمئناًهیچ‌کدام از شهادت‌ها و اظهارات را نخواهند پذیرفت اما باید به گوش جهانیان برسد.

جمعه، آذر ۱۸، ۱۳۹۰


جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران - جنوب کالیفرنیا
Society for Human Rights in Iran - Southern California
WWW.SHRISC.ORG

به مناسبت روز جهانی حقوق بشر

از همگان دعوت می کند که در برنامه ای که به همین مناسب برگزار می شود شرکت نمائید

برنامه شامل

سخنرانی

رؤیا حکاکیان

نویسنده کتاب آدم کش های قصر فیروزه


فیلم

موسیقی

...

میزگرد آزاد

با هماهنگی پرتو نوری علا

شنبه 10 دسامبر 2011

ساعت 6 تا 8 بعد ازظهر

مکان:

Santa Monica Library

601 Santa Monica Blvd

Santa Monica, Ca. 90401

ساختمان کتابخانه، طبقه همکف